X
تبلیغات
انجمن تغذیه دام-طیور و آبزیان کرمان - مباحثی پیرامون آفلاتوکسین و استفاده از بقایای پسته در تغذیه دام
 
Animal Nutrition Council of Kerman
 

 

مباحثی پیرامون آفلاتوکسین و استفاده از بقایای پسته در تغذیه دام               

    سیدمجتبی سیدمومن1   محمد ولی تکاسی2

1- عضوهیات علمی  و کارشناس ارشد  مرکزتحقیقات کشاورزی ومنابع طبیعی کرمان

 

خلاصه:

در حال حاضر کمبود منابع خوراک دام یکی از معضلات مهم پرورش دام در ایران است. استفاده از فرآورده‌های فرعی کشاورزی در تغذیه دام‌های اهلی یکی از راههای تامین نیاز این دام‌ها می‌باشد. استفاده از تفاله مرکبات، زیتون، گوجه، پیت و باگاس، بقایای خشک پسته و سایر فرآورده‌ها می‌تواند در رفع این مشکل موثر باشد. از بقایای خشک پسته می‌توان در تغذیه نشخوار کنندگان کوچک (گوسفند و بز) و بطور محدودتر در تغذیه نشخوار کنندگان بزرگ (گاو شیری و گوشتی) استفاده نمود. در حال حاضر مایکوتوکسین‌ها در دنیا به شدت مورد توجه پرورش دهندگان دام‌های اهلی می‌باشد. اداره غذا و دارو در آمریکا به دلیل حاد شدن آفلاتوکسین­­ها در خوراکهای دامی و انسانی توصیه‌های متعددی را پیشنهاد کرده است. سمومی که بوسیله قارچ‌ها تولید می‌شود مایکوتوکسین می‌نامند. امروزه سموم آفلاتوکسین و فوزآریوم از قبیل زیرالنون ، ومی‌توکسین و دان در خوراک‌های دامی و انسانی افزایش یافته است. بطور کلی آفلاتوکسین‌ها تحت شرایط خشک و گرم شایع‌تر هستند در حالیکه سموم فوزاریوم تحت شرایط مرطوب و خنک فراوان‌تر می باشند. گوسفندان مقادیر قابل توجهی از آفلاتوکسین مصرف شده را با کمترین آسیب به کبد از طریق ادرار دفع می‌کنند. بنابراین به مسمومیت آفلاتوکسین حساسیت کمتری دارند. دام‌های مسن در مقایسه با دام‌های جوانتر به مسمومیت مایکوتوکسین‌ها کمتر حساس هستند. جداسازی مایکوتوکسین‌ها و آفلاتوکسین‌ها از خوراک مشکل است. تابیدن اشعه ماورای بنفش و استفاده از آمونیاک خشک مسمومیت آفلاتوکسین را کاهش می‌دهد و در صورتیکه بطور مستمر و طولانی مدت استفاده گردد کاملاً آنها را غیرفعال می‌سازد. حرارت دادن دانه‌های ذرت آلوده به آفلاتوکسین تا 300 درجه فارنهایت و به مدت 12 دقیقه مقدار آفلاتوکسین را از 60 تا 90 درصد کاهش میدهد. پاک و غربال کردن دانه‌های آلوده می‌تواند میزان آفلاتوکسین را 50 درصد کاهش دهد. بطور کلی آفلاتوکسین‌ها برای انسان و دام حتی اگر در مقادیر غیر کشنده مصرف شوند به شدت سمی هستند و می‌توانند سلامتی و تولید دام‌ها را کاهش دهند.

مقدمه:

کمبود مواد خوراکی خشبی و متراکم که عمده‌ترین مشکل در پرورش دام و طیور کشور در حال حاضر است. استفاده بهینه از فرآورده‌های کشاورزی را ایجاد می‌نماید. این فرآورده­ها غالباً بصورت تازه، خشک و سیلو شده در تغذیه دام و به مقدار کمتر در تغذیه طیور قابل مصرف است. سطح زیرکشت باغات پسته در ایران بیش از 430000 هکتار است که در حدود 82-78 درصد از آن در استان کرمان وجود دارد. میزان تولید بقایای خشک پسته حدود 120000 تن برآورد می‌گردد و 79 درصد آن در استان کرمان تولید می‌شود. در زمینه استفاده از بقایای خشک پسته در تغذیه نشخوار کنندگان کوچک مانند بز و گوسفند تحقیقات نسبتاً جامعی بعمل آمده است. بررسیهای انجام شده نشان می‌دهد استفاده از بقایای خشک پسته در تغذیه بز، گوسفند و شتر بی‌خطر و قابل توصیه است. در زمینه استفاده از بقایای پسته در تغذیه گاوهای شیری تاکنون تحقیقات کاملی بعمل نیامده است. نتایج مطالعات انجام شده نشان می‌دهد که قدرت استفاده گاوهای شیری از بقایای خشک پسته در مقایسه با نشخوار کنندگان کوچک (گوسفند و بز) خیلی کمتر است. استفاده از بقایای پسته در تغذیه گاو­های شیری پرتولید قابل توصیه نیست. معمولا فرآورده­های کشاورزی در تغذیه گاو­های شیرده کم تولید استفاده می­شود. یکی از معضلات بقایای پسته آلودگی آفلاتوکسین می­باشد. دانه پسته وبقایای حاصل از فرآیند پوست­گیری آن که شامل پوسته نرم بیرونی ،برگ ،مغز،پوسته استخوانی وخوشه می­باشد می­تواند به آفلاتوکسین مبتلا شوند ومتعاقب آن اثرات سوئی برروی عملکرد دام ودرنهایت انسان داشته باشد. اگرچه درحال حاضر تمام دانه­های روغنی (بادام، کلزا) ، علوفه­های لگومینوز(یونجه ،شبدر) وکنجاله­های روغنی ازقبیل (آفتاب­گردان، سویا ،منداب) در معرض ابتلا به آفلاتوکسین هستند. با این حال نتایج پروژه­های انجام­شده نشان داد استفاده از بقایای خشک پسته درتغذیه نشخوارگنند­گان کوچک (گوسفند،بز) و  بر روی رشد بدن، فاکتور­های خونی،تولید الیاف پشم و کرک فاقد اثرات نامطلوب بود(1و2).

 

 

اهمیت تانن در تغذیه نشخوار کنندگان:

تانن‌ها ترکیبات پلی فنولیک بوده و می‌توانند اثرات مثبت بر عملکرد و تولید دام‌ها داشته باشند. تانن‌ها قابلیت اتصال و پیوند با پروتئین، کربوهیدراتها و مواد معدنی را دارا هستند و قادرند با پروتئین موجود در گیاه و یا میکروارگانیزم‌های شکمبه باند شوند و متعاقب آن مانع هضم پروتئین گیاه در شکمبه گردند. این پروتئین باند شده جهت استفاده نشخوار کنندگان در ناحیه روده کوچک و شیردان آزاد می‌گردد. به عبارت دیگر تانن قادر است باز جذب اسید­های آمینه ضروری را تا حدود زیادی افزایش دهد و از این طریق موجب بهبود و افزایش تولید شیر، پروتئین شیر، تولید مثل و الیاف دامی گردد. تانن ها عمدتاً به دو شکل تانن متراکم و قابل هیدرولیز می باشند تانن‌های متراکم می‌توانند در pH بالاتر از 5/3 و کمتر از 7 با مواد پروتئینی کمپلکس تشکیل دهند. این کمپلکس‌ها در شرایط اسیدی شیردان و قلیایی روده کوچک جدا شده و موجب آزاد شدن پروتئین و اسیدهای آمینه می‌گردد. تانن‌های متراکم قادرند در شکمبه یا پس از عبور از آن در قسمت‌های تحتانی دستگاه گوارش از طریق اتصال با دیوارۀ روده موجب تخریب آن گردند و متعاقب آن اسهال خونی ایجاد ‌نمایند. در شکمبه با دیواره پروتئینی میکروارگانیسم‌ها و یا پرزهای شکمبه  متصل می‌گردند و موجب کاهش هضم سلولز و دیواره سلولی گیاهان می‌شوند. همچنین با اتصال به دیواره شکمبه باعث ایجاد علائم اتساع فیزیکی شکمبه و سیری کاذب می‌گردند. استفاده از خوراکهای حاوی تانن مانند بقایای پسته در مقادیر زیاد موجب کاهش تولید دام (تولید شیر، درصد چربی شیر)، آسیب‌های کبدی، کلیوی، تورم دستگاه گوارش، کاهش قابل توجه مقدار هموگلوبین ، تحلیل پرزهای شکمبه می‌شود. همچنین مثانه بزرگ و حاوی صفرای چسبناک و قهوه‌ای رنگ است. پرخونی عمومی لاشه با بوی ادرار، چربی شکمی زردرنگ از دیگر علائم کالید گشایی است. تانن‌های قابل هیدرولیز از طریق تخریب بافت دستگاه گوارش و یا پس از جذب در داخل خون حیوان موجب مسمومیت و ایجاد علائم آسیب شناسی در کبد، کلیه و قلب می‌گردد.

 

محدودیت غذایی در تغذیه دام:

تمام خواکهایی که در تغذیه دام استفاده می‌شود بدلیل داشتن مواد بازدارنده و ضدتغذیه‌ای در میزان مصرف دارای محدودیت هستند. تانن‌ها مانند سیانید هیدروژن در (علوفه کاساوا، شبدر)، ساپونین (یونجه) گوسیبول (کنجاله تخم پنبه)، گلوکوزینولات‌ها (کنجاله منداب) بعنوان مواد بازدارنده در نظر گرفته می‌شوند. این مواد موجب می‌گردند که استفاده از این خوراکها در تغذیه دام محدود گردند. به عبارت دیگر این خوراکها باید در حد مجاز و توصیه شده استفاده شوند. در غیر اینصورت علائم متعدد گوارشی و فیزیولوژیکی در دام‌ها ایجاد می‌شود.

 

 

قابلیت استفاده متفاوت دام‌ها از خوراکهای حاوی تانن:

معمولاً گاوهای شیری کمترین مقاومت را به تانن‌ها دارند. به همین دلیل از مقادیر خیلی کم از بقایای پسته می‌توان در جیره غذایی آنها استفاده کرد. نتایج بررسیهای متعدد نشان می‌دهد بزها و گوسفندان قادرند خوراکهای حاوی تانن را با کارآیی بیشتری از گاوها مصرف نمایند. بزها در مقایسه با گوسفندان بزاق بیشتری تولید می‌کنند. همچنین بزهای سرشاخوار دارای غدد بزاقی بزرگتری هستند و تولید بزاق آنها چندین برابر گوسفند است. نسبت نیتروژن و گوگرد در بزاق گوسفندان و گاوهای شیری به ترتیب 80 به یک و 7 به یک است. بزاق بزها نیز حاوی نیتروژن زیادی است. بافت پوششی شکمبه بزها چندین برابر گوسفندان و گاوهای شیری نسبت به اوره نفوذپذیرتر است. به عبارت دیگر باز جذب نیتروژن اوره‌ای از طریق دیواره شکمبه و بصورت غیرمستقیم از طریق بزاق به مراتب بالاتر است. نفوذپذیری بیشتر اوره زمینه را برای خنثی کردن بیشتر تانن فراهم می‌سازد. بزها و گوسفندان زمان بیشتری را صرف جویدن و نشخوار کردن می‌نمایند جویدن خوراک موجب ترشح بیشتر بزاق و آزاد شدن تانن‌های موجود در واکوئل‌های سلول گیاهی می‌گردد و به دنبال آن با آغشته شدن و تماس بیشتر تانن‌ها با بزاق زمینه لازم برای خنثی شدن تانن‌ها فراهم می‌گردد. براین اساس بزها و گوسفندان از قابلیت بالاتری در استفاده از خوراکهای حاوی تانن در مقایسه با گاوها برخوردار هستند.

اهمیت آفلاتوکسین در بقایای پسته:

تاکنون 18 نوع متفاوت از آفلاتوکسین شناسایی شده است. مهمترین آنها M2, M1, B2, B1 می‌باشد. نوع M1 متابولیت B1 و خطرناکتر از آن است. B1 معمولاً فراوان‌تر است. مصرف آن توسط دام و طیور موجب افزایش نیاز پروتئینی در آنها می‌گردد. در کالفرنیا آلودگی دانه پسته به آفلاتوکسین به نسبت 10000به یک است. سه گونه مولد آفلاتوکسین دردانه پسته شناسایی شده است. که شامل Apergillus. flavus ، Aspergillus. Parasiticus، Aspergillus. nomius است. در پوسته نرم پسته وپوشش خارجی دانه گردو اسیدگالیک ، اسید کوئینک واسید الاژیک وجود دارد. قارچ آسپرژیلوس فلاوس آنزیم خارج سلولی، تاناز را تولید می­کند. آنزیم تاناز به عنوان تجزیه­کننده تانن در شکمبه بز­های فرال در استرالیا شناسائی شده است. این آنزیم موجب تجزیه اسید گالیک به ترکیبات فنولی ساده می­شود. به عبارت دیگر خصوصیت بازدارند­گی این قارج نسبت به تانن قابل هیدرولیز اسید گالیگ ناشی از آنزیم تاناز می­باشد. اگرچه مطالعات آزمایشگا­هی نشان می­دهد افزایش تانن­های قابل هیدرولیز اسید گالیک ، اسید کوئنیک واسید الاژیک به میزان 2/0 درصد به محیط کشت دانه آلوده به قارچ مولد آفلاتوکسین میزان آفلاتوکسین را به ترتیب 70 ،84 و88 درصد کاهش می­دهد. دمای بالا و رطوبت بالاتر از 7 درصد شرایط مطلوب برای رشد قارچهای مولد آفلاتوکسین است. آفلاتوکسین B1 مسمومیت خیلی حاد ایجاد می‌کند و بشدت موتاژنیک و سرطان‌زا است و می‌تواند سرطان کبد در گوسفند، میمون، خوک، ماهی و سایر دام‌های اهلی ایجاد کند. امروزه همه خوراکهای در معرض خطر آلودگی آفلاتوکسین هستند. ذرت، گندم و سایر غلات، بادام، نارگیل، فندق، گردو، حبوبات و کنجاله‌های دانه‌های روغنی (تخم پنبه، سویا، کلزا) بویژه در تحت شرایط مرطوب و گرما به راحتی به آفلاتوکسین آلوده می‌شوند. تاکنون روشی برای حذف توکسین تولید شده بافت نشده است. با این حال تحت مدیریت مناسب می‌توان با محدود کردن و حفظ غلظت توکسین تولید شده در دانه‌های آلوده، امکان تغذیه آنها را بوجود آورد. آمونیاکی کردن دانه غلات آلوده به آفلاتوکسین سطح آن را ثابت نگه می‌دارد. استفاده از گاز ازن در جلوگیری و محدود کردن آفلاتوکسین در دانه پسته بسیار کارآمد بود. روشی برای حذف توکسین (M1) در شیر وجود ندارد. مصرف دانه‌های آلوده به توکسین موجب انتقال آن به شیر شده و متعاقب آن به انسان منتقل می‌گردد و در نهایت قادر است سرطان کبد و سایر عوارض گوارشی را در انسان ایجاد نماید. خوراک آلوده به آفلاتوکسین نه تنها تولید دام را کاهش می‌دهد بلکه سلامتی دام را به خطر می‌اندازد.

 

روش خشک کردن دانه پسته:

برای جلوگیری از رشد قارچ آفلاتوکسین و تولید توکسین باید دانه پسته در 82 درجه سانتی‌گراد و بمدت 3 ساعت خشک گردد و در این حالت میزان رطوبت آن به 13-12 درصد کاهش می‌یابد. پس از این مرحله باید دانه پسته در حرارت کمتر از 50 درجه سانتی‌گراد (c49-46) و به مدت یک تا دو روز نگهداری شود تا رطوبت آن به 6-5 درصد تنزل یابد.

 

 

 

میزان آفلاتوکسین در جیره غذایی دام:

1- در کشورهای اروپایی حد مجاز آفلاتوکسین در مواد غذایی برابر با ppb 4-2 (قسمت در بیلیون) است.

2- میزان آفلاتوکسین در جیره غذایی گاوهای گوشتی شیرده و آبستن باید کمتر از ppb 20 باشد.

3- جیره غذایی گاوهای پرواری در حال رشد که تحت تنش قرار ندارند حداکثر به میزان ppb 100 است.

4- جیره غذایی گاوهای پرواری که تحت تنش قرار دارند میزان آفلاتوکسین می‌بایست کمتر از ppb 20 باشد.

شرایط تنش‌زا شامل از شیرگیری، حمل (با کشتی ) بیماری، سرما یا گرمای طاقت فرسا، انگل‌ها می‌باشند. دام‌هایی که برای کشتار در نظر گرفته می‌شوند می‌بایست حداقل 3 هفته قبل از کشتار با جیره‌های عاری از آفلاتوکسین تغذیه شوند.

5- میزان آفلاتوکسین در جیره غذایی دام‌های نابالغ، گاوشیرده و طیور نابالغ در حدود ppb 20 است.

6- در گاوهای داشتی و طیور بالغ مقدار آفلاتوکسین در جیره غذایی می‌بایست کمتر از ppb 100 باشد.

7- میزان آفلاتوکسین M1 در شیر نباید بیش از ppb 5/0 باشد اگرچه میزان B1 در غذا می‌تواند تا ppb 20 افزایش یابد.

 

علائم ابتلاء به آفلاتوکسین:

آفلاتوکسی کوزیس[1] بیماری است که به وسیله مصرف آفلاتوکسین ایجاد می‌شود. امتناع از مصرف خوراک، تضعیف میزان رشد، کاهش تولید شیر و بازدهی خوراک از علائم اصلی مسمومیت مزمن آفلاتوکسین است. اگرچه کاهش وزن، پوشش مویی زبر و اسهال خفیف ممکن است بروز نماید. علائم فرعی دیگر از قبیل تضعیف بازده تولید مثل و چرخه‌های فحلی غیر طبیعی (خیلی کوتاه یا خیلی بلند)، سقط جنین، افزایش حساسیت به سایر بیماریها، تضعیف سیستم ایمنی و بیرون زدگی (پرولاپس) راست روده می‌تواند مشاهده شود. ابتلاء به آفلاتوکسین در گاوهای شیرده از طریق نمونه شیر مشخص می‌شود. ولی تشخیص در گاوهای غیر شیرده به خاطر تنوع علائم کلنیکی و آسیب شناسی مشکل است. موقعی که دام‌ها خوراک آلوده به مایکوتوکسین‌ها را مصرف می‌کنند باقیمانده آن می‌توانند در کبد، کلیه، گوشت، خون، ادرار، شیر، تخم‌مرغ، پنیر، پودر شیر و مدفوع مشاهده گردد. مصرف محصولات دامی آلوده با مایکوتوکسین‌ها توسط انسان می‌تواند سلامتی آنها را به خطر اندازد. اثرات ابتلاء به آفلاتوکسین به سن، جنس و سلامتی عمومی دام‌ها بستگی دارد. مصرف آفلاتوکسین حتی در مقادیر کمتر از سطوح توصیه شده ممکن است اثرات جانبی نامطلوبی را بوجود آورد. آفلاتوکسین M1 محصول اصلی متابولیکی B1 است. دام‌هایی که خوراک آلوده به آفلاتوکسین را مصرف می‌کنند ممکن است بر اثر تغییر متابولیسم آنها در حیوان ساختار اصلی مایکوتوکسین تغییر یابد و متابولیت‌هایی که (M1) در بیشتر موارد سمی‌تر از مایکوتوکسین اصلی باشد را تولید نماید. تقریباً 2-1 درصد (میانگین 7/1 درصد) از مقدار آفلاتوکسین B1 در جیره غذایی دام به شکل متابولیت M1 به داخل شیر ترشح می‌شود. حد مجاز M1 در شیر 5/0 قسمت در بیلیون است. بنابراین میزان آفلاتوکسین B1 در جیره غذایی دام می‌بایست کمتر از 20 قسمت در بیلیون باشد. مصرف خوراکهای آلوده به آفلاتوکسین توسط گاوهای گوشتی می‌تواند میزان رشد آنها را کاهش دهد و مقدار خوراک مورد نیاز برای هر پوند اضافه وزن را افزایش دهد. گوساله‌ها در مقایسه با گاوهای بالغ معمولاً به آلودگی آفلاتوکسین خوراک حساس‌تر هستند. در گاوهای شیری مصرف سم T2 موجب عدم مصرف خوراک، کاهش تولید، تورم دستگاه معده‌ای- روده‌ای، خونریزی در روده کوچک و در نهایت مرگ می­شود. در گوساله‌ها نیز مصرف سم T2 با کاهش پاسخ سیستم ایمنی همراه است. میزان سم T2 که توسط قارچ فوزاریوم تولید می‌شود در جیره غذایی دامهای شیری و یا در حال رشد می‌بایست کمتر از 100 قسمت در بیلیون باشد. تحقیقات نشان دادند که مصرف مقادیر زیاد آفلاتوکسین موجب آسیب کبدی در گاوهای بالغ می‌گردد. مصرف مقادیر زیاد زیرالنون توسط گاوهای شیری می‌تواند موجب پاسخ‌های استروژنیک و سقط جنین گردد. کاهش مصرف خوراک و تولید شیر، تورم واژن به همراه ترشحات واژنی، عملکرد پایین تولید مثل، بزرگ‌تر شدن غدد پستانی در تلیسه‌ها از علائم دیگر مصرف مقادیر زیاد زیرالنون است. میزان زیرالنون در کل جیره می‌بایست کمتر از 250 قسمت در بیلیون باشد.

 

مدیریت و پیشگیری از آفلاتوکسین‌ها:

1- خوراک‌های آلوده جداسازی گردد. پاک کردن و غربال کردن دانه‌ها می‌تواند به میزان 50 درصد آفلاتوکسین‌ها را کاهش دهد.

2- افزایش مواد مغذی مثل پروتئین، انرژی (چربی و کربوهیدرات‌ها) ویتامین‌های K,D,A و B در جیره و اسیدهای آمینه لیزین و میتوتین می‌تواند موثر باشد. این ویتامین‌ها با سموم متصل می‌گردند و بر تولید پروتئین تاثیرگذار هستند.

3- استفاده از جیره‌های اسیدی اثرات مایکوتوکسین‌ها را تشدید می‌کند و باید از آنها استفاده نگردد.

4- مخلوط کردن خوراک‌های آلوده با خوراک‌های سالم برای رقیق کردن میزان آفلاتوکسین در کل جیره روش مناسب و مفید می‌باشد. برای مثال 500 پوند دانه ذرت که حاوی 300 قسمت در بیلیون آفلاتوکسین است می‌توان با افزودن سایر خوراکها به 75 قسمت در بیلیون کاهش داد که به شکل زیر ارائه می‌گردد.

1- 500 پوند ذرت سالم و بدون آفلاتوکسین

2- 300 پوند کنجاله تخم پنبه سالم

3- 300 پوند پوسته سویا

4- 100 پوند ملاس

کل مخلوط به میزان 2000 پوند می‌باشد این مخلوط حاوی فقط 75 قسمت در بیلیون آفلاتوکسین خواهد بود. برای اینکه ذرت آلوده شده تنها 25% از کل جیره را تشکیل می‌دهد.

5- افزایش آنتی اکسیدان‌ها به جیره‌های دامی

6- استفاده از توکسین‌ با یندرهای غیرآلی مانع جذب آفلاتوکسین توسط دام می‌شود. زئولیت، بنتونیت، آلومینوسیلیکات آبدار کلسیم، سدیم نسبت به سم -2 Tوزیرالنون خوب پاسخ می‌دهند. این محصولات در دستگاه گوارش دام و طیور شبیه اسفنج‌های شیمیایی عمل می‌کنند و با جذب سموم آنها را از بدن خارج می‌سازند برای مثال توکسین باند، سیلیکات آلومینیوم آبدار کلسیم و سدیم فعال شده با حرارت است. به خاطر خواص فیزیکی و شیمیایی اختصاصی در مقایسه با سایر اتصال شونده‌ها به سموم از قبیل (pH، توانایی مبادله کاتیونی، اندازه ذرات، جذب آب، حرارت فعال شدن) می‌تواند بعنوان یک توکسین‌ بایندر (وسیع‌الطیف) جذب کننده گسترده مایکوتوکسین‌ها عمل نماید. برای مثال میزان مصرف توکسین باند[2] در شرایط طبیعی 5/2 کیلوگرم در هر تن است. اگرچه تحت شرایط بحرانی آلودگی آفلاتوکسین این مقدار به 3 کیلوگرم در هر تن افزایش می‌یابد.

جدول 1- درصد جذب مایکوتوکسین‌های مختلف

سطج جذب (%)

مایکوتوکسین‌ها

96-92

آفلاتوکسین

70-68

اوکراتوکسین

85-82

سم T2

90-85

سیترینین

80-75

ومی‌توکسین

51-45

زیرالنون

65-60

فومونسین

 

7- جداسازی دانه‌های شکسته و آسیب دیده که معمولاً حاوی مقادیر زیادی آفلاتوکسین می‌باشند بسیار موثر است.

8- استفاده از بازدارنده‌های شیمیایی قارچ

باز دارنده‌های شیمیائی دو نوع هستند 1- ساده 2- ترکیبی از اسیدهای آلی (پروپیونیک، سوربیک، بنزوئیک و اسید استیک)

9- نمک‌های آلی (پروپیونات کلسیم، سوربات سدیم) و سولفات مس (عموماً فرم اسیدی  کارآمدتر از نمک‌های آنها هستند).

10- توزیع یکنواخت باز دارنده‌ها. این بازدارنده‌ها باید با ذرات خوراکی تماس داشته باشند و به داخل خوراک نفوذ کنند تا قارچ‌های داخلی نابود شوند.

11- پلت کردن خوراک: استفاده از خوراک پلت شده در صنعت خوراک دام به منظور کاربرد بازدارنده‌های قارچ بسیار مفید است. حرارتی که خوراک در طول پلت کردن در معرض آن قرار می‌گیرد تاثیر اسیدهای آلی را افزایش می‌دهد. معمولاً هر چقدر حرارت پلت کردن بالاتر باشد تاثیر مواد بازدارنده موثرتر است. با این حال زمانیکه قارچ در پلت شروع به فعالیت نماید سریعتر از خوراک‌های پلت نشده رشد می‌کند. برای اینکه فرآیند پلت کردن خوراک‌ها را برای دام سهل الهضم‌تر نموده و همچنین هضم خوراک‌ها توسط قارچ‌ها آسانتر می‌شود. بنابراین خوراکهای پلت شده را در مکان خشک و عاری از نفوذ آب و رطوبت نگهداری نمائید.

12- یکنواخت بودن خوراکها ازنظر تازه بودن. خوراکهای کهنه و تازه با هم مخلوط نشوند. تازه نگه داشتن خوراک و نگهداری مواد خوراکی در رطوبت کم و خشک و مصرف سریع آنها (حداکثر ده روز پس از خریداری) در جلوگیری از آفلاتوکسین‌ها موثر است.

13- غلات و علوفه‌ها، در مکان خشک نگهداری شوند. رطوبت 14% و کمتر از آن مانع رشد قارچ می‌شود.اگرچه برای جلوگیری از رشد قارچ­های تولید کننده آفلاتوکسین میزان رطوبت باید کمتراز 7 درصد باشد

14- سیلو کردن بدرستی انجام شود. در موقع سیلو کردن اکسیژن سریع حذف شود. اندازه سیلو متناسب با اندازه گله باشد تا هر چه سریعتر مصرف گردد.

15- افزایش مواد افزودنی به سیلو از قبیل اسیدپروپیونیک، آمونیاک و فرآورده‌های میکروبی، (سیلوی آنزیمی) ممکن است در جلوگیری از مایکوتوکسین‌ها سودمند باشند. برای اینکه آنها در کاهش رشد قارچ‌ها موثر هستند.

16- آمونیاکی کردن غلات آلوده به آفلاتوکسین بطور موفقیت آمیزی موجب درمان آن می‌شود. اما این فرآیند خطرناک و گران است. اگرچه ذرت آمونیاکی شده فقط برای گاوهای گوشتی تایید می‌گردد.

17- گاوهای گوشتی و شیری در مقایسه با گوسفندان به مسمومیت آفلاتوکسین حساس‌تر هستند. دام‌های جوان همه گونه‌ها به اثرات آفلاتوکسین در مقایسه با دام‌های بالغ حساس‌تر هستند.

18- دام‌های در حال رشد و آبستن نسبت به دام‌های جوان حساسیت کمتری دارند. اما نسبت به دام‌های بالغ حساس‌تر هستند.

19- میزان آفلاتوکسین در غلات در صورتیکه برای مصرف غذایی انسان یا دام‌های نابالغ و گاو شیرده در نظر گرفته شود می‌بایست کمتر از ppb 20 باشد. چنانچه برای گاوهای ماده داشتی و یا طیور بالغ اختصاص یابد مقدار آن می‌بایست کمتر از ppb 100 گردد. برای گاوهای پرواری نیز کمتر از ppb 300 باشد.

20- آفلاتوکسین B1 قوی‌ترین مایکوتوکسین است و احتیاجات پروتئینی گاو را افزایش می‌دهد و سرطان شدیدی را ایجاد می‌کند. موقعی که مقادیر زیادی از آفلاتوکسین B1 مصرف شود. متابولیت M1 که حاصل از تجزیه B1 است ظرف 12 ساعت در شیر ظاهر می‌گردد. تحقیقات نشان می‌دهد M1 بعنوان یک ماده سرطان‌زا نیست و یا مثل B1 موتاژنیک نمی‌باشد اما به نظر می‌رسد مثل ترکیب منشاء خود (B1) سمی است.

21- طیور و اسب به آفلاتوکسین حساس‌تر هستند. جیره‌های فرموله شده برای این دام‌ها باید حاوی کمتر از 20 قسمت در بیلیون آفلاتوکسین باشد. دی اکسی نیوالنول (Don) که توسط قارچ فوزاریوم در ذرت تولید می‌شود به تنهایی اثر کمی در طیور دارد. با این حال در شرایط مزرعه‌ای مصرف آن می‌تواند موجب کاهش مصرف خوراک در مرغ‌های تخم‌گذار و جوجه‌های گوشتی شود. اسب‌های کاری یا داشتی احتیاجات انرژی بالایی دارند و در نتیجه به مصرف کنسانتره بیشتری نیاز خواهند داشت. بنابراین به معضلات ناشی از آلودگی غلات به آفلاتوکسین حساس‌تر هستند. آفلاتوکسین بر تمام گونه‌های طیور تاثیرگذار است. اگرچه مقادیر زیادی لازم است تا موجب مرگ آنها شود. طیور جوان به ویژه اردک‌ها و بوقلمون خیلی حساس هستند. به عنوان یک قاعده کلی طیور در حال رشد نباید بیش از 20 قسمت در بیلیون آفلاتوکسین در جیره دریافت کنند. با این حال تغذیه سطوح کمتر از 20 قسمت در بیلیون ممکن است مقاومتشان را به بیماری و تنش کاهش دهد. مرغ‌های تخم‌گذار معمولاً نسبت به پرندگان جوان مقادیر بیشتری را تحمل می‌کنند. اما این مقادیر بایستی کمتر از 50 قسمت در بیلیون باشد. آلودگی و ابتلاء به آفلاتوکسین می‌تواند باتضعیف سیستم ایمنی، قدرت پرندگان را در مقابل تنش کاهش دهد. این موجب کاهش اندازه تخم‌مرغ و احتمالاً کاهش تولید تخم‌مرغ می‌شود. از آنجایی که تخم‌مرغ‌ها ممکن است فوراً به عنوان غذای انسان مصرف شوند لذا استفاده از ذرت آلوده در جیره مرغ‌های تخم‌‌گذار می‌تواند برای انسان بسیار خطرناک باشد. متابولیت‌های آفلاتوکسین در زرده تخم‌مرغ یافت شدند. سمومی که قارچ فوزاریوم در دانه ذرت ایجاد می‌کند شامل سم T2، دی‌اکسی‌نیوالنول (Don) و تریکوتسنس می‌باشد که موجب زخم در دهان و روده شده و به سیستم ایمنی پرندگان آسیب می‌رساند و متعاقب آن موجب کاهش تولید تخم‌مرغ و مصرف خوراک و کاهش وزن و تغییر در پره‌ها می‌گردد.

22- عمل آوری بادام زمینی با مونومتیل آمین هیدروکسید کلسیم می‌تواند غلظت آفلاتوکسین را بیش از 98% کاهش دهد. قابلیت هضم پروتئین بادام عمل آوری نشده 85% و بادام عمل آوری شده 82% است. قابلیت استفاده حیاتی از پروتئین خالص بادام عمل آوری شده و نشده به ترتیب برابر با 47 و 56% اندازه‌گیری شد. همچنین برشته کردن بادام زمینی در دمای 200-150 درجه سانتی‌گراد و به مدت 30 دقیقه می‌تواند 80-40 درصد مقدار آفلاتوکسین را کاهش دهد.

       جدول2 : سطح مجاز آفلاتوکسین در خوراکهای دامی

سطح مجاز

(قسمت  دربیلیون) ppb

نوع دام

ماده خوراکی

20

گاو شیری

ذرت، کنجاله تخم پنبه، محصولات بادام زمینی و سایر خوراکهای دامی

20

دام‌های نابالغ

ذرت، محصولات بادام زمینی و سایر خوراکهای دامی به جز کنجاله تخم پنبه

100

گاو ماده گوشتی داشتی و طیور بالغ

محصولات ذرت و بادام زمینی

300

گاو گوشتی و طیور

کنجاله تخم پنبه

300

گاو گوشتی پرواری

محصولات ذرت و بادام زمینی

             این مقادیر توسط اداره دارو و غذا در آمریکا(2007) ارائه شده است

منابع

1- سيدمومن، س. م. 1383. مطالعه تاثير سطوح مختلف بقاياي پسته و تانن موجود در آن بر رشد بدن و توليد كرك بزهاي رائيني. پژوهش و سازندگی. جلد 17 شماره 65.

2- سیدمومن، س. م. 1386. کاربرد بقایای دانه پسته در تغذیه نشخوار کنندگان. فصلنامه تغذیه دام، طیور و آبزیان. سال اول .ش 3و4. صفحات  33-26.

3- Gimeno.A. 2009.  Maximum tolerable concentrations of some mycotoxines. Engormix.

4-Mahoney,N.E.,R.J.Molyneux,B.C.Campbell,and J.H.Kim.2004.Walnut and Pistachio hydrolysable tannins.Aflatoxin Workshop.

5-Min, B. R., T. N. Barry, G. T. Attwood, and W. C. Mc Nabb. 2003. The Effect of condensed tannins on the nutrition and health of ruminants fed fresh temperate forages. Anim. Feed. Sci. Tech. 106:3-19.

6-Rotter, B.A. ,Thompson, B.K. Prelusky, D.B. Trenholm, H.L. Stewart, B. Miller, J.D ,and M.E Savard. 1996. Response of growing swiene to dietary exposure to pure fumonisin B1 during an eight-week period: growth and clinical  parameters". Natural Toxins. 4: 42-50


1- Aflatoxicosis

2- Toxinbond

  نوشته شده در  پنجشنبه 21 بهمن1389ساعت 12:30 بعد از ظهر  توسط محمد ولی تکاسی  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM